تبلیغات
بیکران
منوی اصلی
بیکران
برای یادگیری و فهمیدن
  • روزی یک نفر از وارن بافت درباره‌ی راز موفقیتش سوال می‌کنه. وارن بافت هم به کتاب‌هاش اشاره می‌کنه و بهش می‌گه که ساده است:

    <<هر روز 500 صفحه مثل این‌ها رو بخون. این دانش هست که این کار رو می‌کنه. به مانند سودی هست که به صورت تصاعدی افزایش پیدا می‌کنه. همه‌ی شما می‌تونید، اما بهتون قول می‌دم که بیشتر شماها چنین کاری رو نمی‌کنید.>>

    نویسنده‌ی مقاله در ادامه می‌نویسه که در دسامبر 2014  بود که من به شغلی که همیشه در آرزوش بودم رسیدم. اما بعد از مدتی وقتی که روی صندلی کارم نشسته بودم، فکر کردم که اگر قرار باشه برای 40 سال این کار رو انجام بدم چقدر وحشتناک خواهد بود. با خودم گفتم هرگز دلم نمی‌خواد که این شکلی بمیرم.

    می‌دونستم که یه چیزی درست نیست. من تمام توصیه‌هایی که بهم شده بود رو اجرا کرده بودم: نمره‌های بالا گرفته بودم، مهارت رهبری رو تو خودم پرورش داده بودم، توصیه‌نامه‌های مختلف داشتم، کالج رو گذرونده بودم و حالا هم به شغل رویایی که انتظارش رو می‌کشیدم رسیده بودم. من یک برنده بودم و مسابقه رو تموم کرده بودم و وارد سرزمین رویاهام شده بودم. ولی بازم به نظرم می‌اومد که یه جای کار می‌لنگه.

    در سال 2015 نقل قول وارن بافت به چشمم خورد. تصمیم گرفتم که من هم بخونم. انقدر بخونم و بخونم و بخونم تا در نهایت به جوابی برسم.

    شاید نتونسته باشم 500 صفحه رو در هر روز بخونم، ولی در دو سال گذشته بیش از 400 تا کتاب رو خوندم. و باید بهتون بگم که تصمیم به خواندن یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های زندگی من بوده.

    ارسال دیدگاه نظرات ()
  • تعداد کسانی که از قایق ماهیگیری بیرون می‌افتند و غرق می‌شند دارای ضریب همبستگی 0.95 با نرخ ازدواج در ایالت کنتاکی است.

    همبستگی مقدار ارتباط دو متغیر را با یکدیگر مشخص می‌کند. رابطه‌ی بین دو متغیر می‌تواند به صورت خطی یا غیر‌خطی یا به شکل‌های دیگر باشد.

    این مقدار ارتباط می‌تواند به روش‌های مختلفی اندازه‌گیری شود که یکی از روش‌های رایج آن استفاده از ضریب همبستگی پیرسون Pearson’s correlation coefficient است. مقدار این ضریب عددی بین 1- و 1+ می‌شود. هر چقدر به 1+ نزدیک‌تر باشد به معنای این است که رابطه‌ی همبستگی مثبت بین دو متغیر وجود دارد. اگر به 1- نزدیک باشد به معنای این است که رابطه‌ی همبستگی منفی بین دو متغیر وجود دارد. و اگر نزدیک به 0 باشد به معنای این است که همبستگی بین آن دو متغیر وجود ندارد.

    همبستگی مثبت:

    - افزایش دما همراه با افزایش فروش بستنی در فصل تابستان است

    - ورزش کردن همراه با افزایش بازدهی در درس خواندن است

    همبستگی منفی:

    - افزایش استرس همراه با کاهش عملکرد در امتحان است

    - ورزش کردن زیاد همراه با کاهش بازدهی در درس خواندن است

    زمانی می‌تونیم میزان همبستگی بین دو متغیر را محاسبه کنیم که از چگونگی توزیع داده‌ها اطلاع داشته باشیم.

    یعنی از مقدار میانگین و انحراف معیار اطلاع داشته باشیم.

    رابطه‌ی همبستگی را نباید با رابطه‌ی علیت اشتباه گرفت که باعث اشتباه‌های فاجعه‌بار می‌شود.

    اگر تو اخبار جایی گفتند که خوردن صبحانه باعث کاهش وزن می‌‌شه باید متوجه شد که از همون اول کار دارند یه حرف اشتباهی رو می‌زنند. این تحقیقات معمولا بر اساس مشاهده و اندازه‌گیری هست و رابطه‌ی همبستگی را نشان می‌دهد و نه این که صبحانه خوردن علت کم شدن وزن است. در غیر این صورت کسی که صبحانه نمی‌خورد، از امروز به بعد با صبحانه خوردن باید لاغر شود.

    به طور کلی  در تفسیر رابطه همبستگی باید دقت زیادی به کار برده شود.

    همیشه نمی‌توان از مطالعات آماری نظریات علمی استخراج کرد

    ارسال دیدگاه نظرات ()
  • در کتابی داستانی با نام انگلیسی A Fugitive Crosses His Tracks که در سال 1933 توسط اَکسل ساندموس Aksel Sandmose نوشته شده است مفهوم قوانین جانته معرفی شده است. جانته نام یکی از شخصیت‌های یک شهر خیالی در این داستان است. فلسفه ترسناک دانمارکی که در عمل باعث خوشحالی می‌شود

    قوانین جانته، 10 قانون هستند که الگوی رایج رفتارهای گروهی نسبت به فرد را در کشورهای اسکاندیناوی مثل دانمارک و نروژ نشان می‌دهد.

    این کتاب دلیل خوشحالی دانمارکی‌ها را اشتیاقشان برای متوسط بودن می‌داند.

    10 قانون جانته چه هستند:

    1. نباید فکر کنی که خاص هستی

    2. نباید فکر کنی که به اندازه ما خوب هستی

    3. نباید فکر کنی که به اندازه ما باهوش هستی

    4. نباید خودت رو گول بزنی که بهتر از ما هستی

    5. نباید فکر کنی که بیشتر از ما می‌دونی

    6. نباید فکر کنی که از ما مهم‌تر هستی

    7. نباید فکر کنی که اصلا در چیزی خوب هستی

    8. نباید به ما بخندی

    9. نباید فکر کنی که کسی به تو اهمیت می‌ده

    10. نباید فکر کنی که می‌تونی به ما چیزی رو یاد بدی

    همانطور که می‌بینید این قوانین اهمیتی برای فرد قائل نیست و این جمع هست که مهم است. همچنین کسی که معمولی نباشد، خارج از عرف باشد، جاه‌طلب باشد یا اینکه همرنگ جماعت نباشد مورد نکوهش قرار می‌گیرد و جز رفتارهای خلاف ارزش است.

    در چنین جامعه‌ای احتمالا وجود مدرسه تیزهوشان، شاگرد اول بودن و بهترین بودن یک ضد ارزش است.

    البته بحث این هست که افراد جوامعی مثل دانمارک یا نروژ به صورت ناخودآگاه از چنین قوانینی پیروی می‌کنند و اگر ازشون بپرسید خودشون هم نمی‌دونند که چنین فرضیاتی در پس ذهنشون وجود داره  و حتی شاید با شما مخالفت کنند. البته نقدهای زیادی هم به قوانین جانته وجود دارد.

    چنین فرضیاتی به طور زیادی می‌تونه روی پیشرفت و میزان خوشحالی مردم یک کشور تاثیرگذار باشه.

    شما فرض کنید به مردم دو جامعه آمریکا و دانمارک یک کیک رو بدید.

    در آمریکا کیک به 100 قسمت تقسیم می‌شه و 99 قسمت اون به اقلیت خاصی از جامعه داده می‌شه و 1 قسمت اون به باقی مردم تقسیم می‌شه. اکثریت، دائم در حال دویدن هستند و کار می‌کنند تا اینکه بتونند یک روزی وارد جامعه اقلیت سلبریتی‌ها و قهرمان‌ها و سیلیکون‌ولی‌ها و برندگان امریکن آیدل ها - و به طور کلی دنبال کردن فرهنگ American Dream - که 99 قسمت کیک در دستشون هست بشند.

    برای همین در چنین جامعه‌ای نقش سلبریتی‌ها و قهرمان‌ها بسیار مهم می‌شه. چون اکثریت مردم جامعه تمام آرزوهای دست نیافته خودشون رو در وجود این سلبریتی‌ها می‌بیند.

    البته به هر حال چنین دوندگی‌ها و کار و تلاش‌های مضاعف باعث نوآوری و تولید می‌شه و به این ترتیب کیک جدیدتر و خوش‌رنگ و بوتری هم تولید می‌شه. ولی باز هم نسبت تقسیم کیک 99 به 1 هست. یعنی یک توزیع دم کلفت در چنین جامعه‌ای حاکم است. اقلیت بسیار کوچکی منابع اکثریت را به تصاحب در می‌آورد.

    حالا فرض کنید همون کیک رو به جامعه دانمارک بدیم. اون‌ها هم کیک رو به 100 قسمت تقسیم می‌کنند ولی با یک توزیع به نسبت برابری آن کیک بین افراد جامعه تقسیم می‌شه. این مردم با همکاری هم می‌تونند کیک دومی رو ایجاد کنند و با ایجاد کیک دوم دوباره به همه‌ی افراد جامعه به نسبت برابری کیک جدید تقسیم می‌شه. همه با هم ثروتمندتر می‌شند. در چنین جامعه‌ای می‌توان گفت توزیع دم نازک یا توزیع نرمال ثروت وجود داره.

    اگر چه که به نظر می‌رسه جامعه‌ی دوم روی کاغذ زیباتر هست و عملکرد بهتری در بسیاری از شاخص‌ها مثل خوشحالی اکثریت افراد جامعه داره ولی در عمل در جایی که فرضیات حاکم بر مغز انسان‌های اون‌ خاص بودن و برتر بودن هست قابل پیاده‌سازی نیست. فنلاند، دانمارک، و نروژ به ترتیب رتبه 1 و 2 و 3 را در خوشحال‌ترین مردم جهان در سال 2019 طبق اینجا به خودشون اختصاص دادند.

    یعنی راحت نخواهد بود که یک جامعه سوشالِ موفق و خوشحال را در جایی به غیر از کشورهای اسکاندیناوی پیاده‌سازی کرد. اتفاقا پیاده‌سازی آن باعث ناراحتی و زجر می‌شه چون که کاملا با ارزش‌های ذهنی افراد در تقابل هست.

    اعتقاد دارم قوانین جانته با تمام اشکالاتش جلوتر از زمان هستند و از ویژگی‌های ذهن‌های توسعه‌یافته‌تر هستند و احتمالا ذهن نسل‌های بعد از ما به چنین ارزش‌هایی تمایل پیدا می‌کنه.

    به این خاطر که کسی می‌تونه کیک خودش رو راحت با دیگران تقسیم کنه که به محدودیت منابع اعتقاد نداشته باشه و از روی ترس نخواد منابع رو به انحصار خودش در بیاره که مبادا روزی بقاش به خطر بیفته. بلکه اتفاقا به بیکران بودن منابع اعتقاد داره و فرضش این هست که با همکاری و کمک به همدیگر و ایجاد سینرژی و خلاقیت می‌توان منابع و ثروت بیشتری را خلق کرد.

    ارسال دیدگاه نظرات ()
تعداد صفحات : 16 1 2 3 4 5 6 7 ...