بعد از دیدن کامنت علی کریمی در زیر پست "فهرست کتابهای پیشنهادی جف بزوس" در متمم کنجکاو شدم یه گشتی در لیست کتاب‌های پیشنهادی نسیم طالب بزنم. نسیم طالب (نویسنده کتاب قوی سیاه): پاستا بدون پاستا لطفاً!

چیزی که خیلی زود به چشم میاد اینه که چقدر کتاب‌هایی که معرفی کرده با کتاب‌هایی که بیشتر شاید بشه گفت عامه پسند هستند متفاوتند. حتی این رو می‌‌شه از نمره‌ای که این کتاب‌ها گرفتند متوجه شد. خیلی از کتاب‌هایی که پیشنهاد داده از لحاظ عموم نمره‌هایی بین 3 تا 4 گرفته‌اند که البته پایین نیست ولی بالا هم نیست.

یه بخش بزرگی از کتاب‌هایی که پیشنهاد داده مربوط به ریاضیات و به خصوص علم آمار و احتمالات می‌شه که نشان از تسلط این آدم بر چنین مباحثی داره. بیشتر مطالعات آماریش مربوط به بازار و مارکت هست.

کتاب‌های دیگه بیشتر مربوط به روانشناسی، ذهن، تصمیم‌گیری، رفتارهای اجتماعی، فلسفه، تکامل، سیستم‌های پیچیده، و از این قبیل مسائل هستند. همچنین به مباحث مربوط به تغذیه هم معلومه علاقه‌منده.

عنوان بسیاری از کتاب‌‌ها به گونه‌ای هست که اغلب اومدن با یک باور پذیرفته شده یا یک تصور همگانی مخالفت کردند. بیشتر کتاب‌هایی که معرفی کرده روی مسائل بحث برانگیزی دست می‌ذارند که صحت و درستیشون به راحتی قابل تایید نیست. احتمالا برای همین هست که با خیلی چیزها مخالفت می‌کنه.

احساس می‌کنم خواندن چنین کتاب‌های می‌تونه به آدم کمک کنه که پاش رو از تعصباتی که داره فراتر بگذاره و به جهانبینی بزرگ‌تری برسه. 

همچنین از سبک مطالعاتش می‌شه فهمید که چرا می‌تونه به طور دیگه‌ای فکر کنه و به جهان نگاهی متفاوت داشته باشه. شاید یکی از روش‌های متمایز بودن و اصالت داشتن هم همین متفاوت بودن و متفاوت فکر کردن باشه. البته متفاوت بودن به تنهایی بی‌معنیه، یعنی اینکه کسی بره تو خیابون داد بزنه هم می‌تونه متفاوت باشه. ولی متفاوت بودنی که از تلاش مستمر و زیاد به دست میاد شاید منجر به اصالت می‌شه. مثلا اگر 10 سال وبلاگ‌نویسی کنم شاید اصالت هم پیدا کنم. البته معنای اصالت برای من مبهمه و هم نمی‌فهمش و هم اینکه انگار راحت می‌شه دید که بعضی نوشته‌ها، آدم‌ها، ماشین‌ها یا شهرها دارای اصالت هستند.

در آخر اینکه، مفهومی که همیشه از نسیم طالب دوست دارم یادم باشه اینه که زندگی غیرخطی عمل می‌کنه.

زندگی غیرخطی است

در ادامه مطلب می‌تونید به برخی از کتاب‌های پیشنهاد شده از نسیم طالب نگاهی بندازید که با مطالعه مختصر از معرفی کتاب‌ها و برخی مرورها از کتاب‌ها، نوشته شده. همچنین نظر نسیم طالب در مورد کتاب‌های ادبی رو می‌تونید در انتهای متن بخونید.


برخی از کتاب‌های معرفی شده از نسیم طالب

1.    استبداد کارشناسان: اقتصاددانان، دیکتاتورها و حقوق فراموش شده‌ی فقرا The Tyranny of Experts

کتاب راجع به این هست که در جهان به  مشکل فقر به صورت یک مشکل سیستمی نگاه نمی‌شه. نه تنها چنین نگاهی وجود نداره بلکه راه‌حل‌های سطحی کارشناسان باعث قدرت دادن به "دیکتاتورهای خیرخواه" می‌شه تا بیشتر بتونند حقوق فقیران را زیر پا بگذارند.

در کتاب گفته می‌شه که بدتر از دولت‌ها و بازار، تکنوکرات‌ها هستند. یعنی کسانی که برای عملشان مسوولیتی را قبول نمی‌کنند. مثل تحلیل‌گر بازار بورس که خودش در بورس نیست و از تحلیلش ضرری نمی‌کنه. البته این موضوع از حرف‌های خود نسیم طالب هست.   

کتاب بر اساس تحقیقات علمی هست و سعی کرده به دنبال حقیقت بگرده.

(نمره گودریدز: 3.82، نمره آمازون: 4.2)

2.    کتاب ژن‌های بدجنس و آب زیرکاه: از رابطه جنسی تا پول تا غذا، رام کردن غرایز ابتدایی Mean Genes

راجع به این هست که بسیاری از عادت‌های بد ما مثل پرخوری، قماربازی، ولخرجی، یا خیانت کردن به نوعی از عوارض جانبی استراتژی‌های بقا هستند که اجداد ما از آن‌ها استفاده می‌کردند. اما در دنیای مدرن چنین استراتژی‌هایی مورد نیاز نیست. اما به این خاطر که در مغز  ما تثبیت شده‌اند به انجامشون ادامه می‌دیم. اگر چنین چیزی را درک کنیم می‌تونیم از میان‌برهای ذهنی خاصی استفاده کنیم تا از چنین رفتارهایی در دنیای امروز دوری کنیم.

گفته شده که توضیحات عجیب و غریب تو این کتاب زیاده و خیلی از عادت‌های بد ما به این توضیحات نسبت داده شده است. با این حال مستقل از اینکه توضیحات داده شده درست یا غلط باشند راهکارهایی به صورت میانبرهای ذهنی هم برای مقابله با چنین عادت‌هایی ارائه شدند که هم ایده‌های جدیدی به ما می‌دند، هم ارزشمندند، و هم سرگرم کننده.

(نمره گودریدز: 3.81، نمره آمازون: 3.8)

3.    ذهن اون جوری که به نظر میاد نیست The Mind Doesn’t Work That Way

این کتاب راجع به اینه که نگاه تحلیلی کردن به ذهن درست نیست و ذهن جمع اجزا سازنده‌اش نیست. در حقیقت ذهن یک ماشین محاسبه‌گر نیست.

یعنی ما نمی‌تونیم بگیم که یک قسمت خاص از ذهن مربوط به زبان می‌شه، و قسمت دیگه مربوط به موزیک می‌شه، و قسمت دیگه مربوط به چیز دیگه‌ای.

کتاب می‌گه نگاه کردن به پروسه‌های ذهنی به صورت یک ماشین محاسبه‌گر اگر چه بهترین تئوری موجود در امور ادراکی هست با این حال تنها فقط به بخش بسیار کوچکی از واقعیت اشاره دارد.

مثلا یکی از کارهایی که ذهن می‌تونه انجام بده استدلال قیاسی (abduction) هست، در صورتی که ادعا می‌کنه یک ماشین نمی‌تونه چنین استدلالی رو انجام بده. مثلا تو بازی بیلیارد وقتی مشاهده ما فقط این باشه که توپ قرمز در حال حرکت هست می‌توانیم قیاس کنیم که احتمالا قبل‌ترش توپ سفید به آن برخورد کرده است. در واقع ما از مشاهده یک اتفاق به دنبال ساده‌ترین و محتمل‌ترین توضیح می‌گردیم.

(نمره گودریدز: 3.73، نمره آمازون: 2.9)

4.    مدل‌ها خیلی بد عمل می‌کنند: چرا اشتباه گرفتن تصویر ما از واقعیت با واقعیت منجر به اتفاق‌های بسیار بد در وال استریت و زندگی می‌شود Models Behaving Badly

کتاب راجع به اینه که چطور اعتماد بیش از حد تحلیل‌گران به تحلیل‌های عددی در اقتصاد منجر به بحران مالی در سال 2007 شد و همچنان هم ادامه دارد.

اشکال اساسی در اینه که این مدل‌ها دارند به سبک علم فیزیک و با به کار بردن زبان ریاضیات با مسائل انسانی برخورد می‌کنند. علم اقتصاد در حال حاضر به دنبال تبدیل معادلات فیزیکی به معادلات انسانی است که کاری از بنیاد غلط است.

کتاب ما رو می‌خواد تشویق کنه که از نگاه ساده‌ لوحانه به چنین مدل‌هایی پرهیز بشه.

(نمره گودریدز: 3.37، نمره آمازون: 3.0)


5.    طبیعت چطور عمل می‌کند: علم مربوط به خودسازماندهی شدگی در بالاترین حد خود How Nature Works

این کتاب مربوط به مفاهیم علم پیچیدگی می‌شه.

نویسنده می‌خواد به این سوال بنیادی پاسخ بده که چرا طبیعت یک سیستم پیچیده هست و ساده نیست. بهمون نشون می‌ده که چرا دائما الگوهایی در طبیعت وجود دارند که ما آن‌ها را پیچیده در نظر می‌گیریم. مثلا وجود ساختار فرکتالی و وجود رویدادهای فاجعه‌انگیز از جمله چنین الگوهایی هستند.

راجع به مفهومی به نام Self-organized Criticality (نقطه بحرانی خودسازماندهی شدگی) صحبت می‌کنه. مثال‌هایی راجع به زلزله، جریان ترافیک، تکامل، اثر انگشت، آتشفشان‌ها، فعالیت‌های مغزی، و سیستم‌های اقتصادی رو ارائه می‌ده. و نشون می‌ده فجایع بدون هیچ علت خاصی می‌تونند رخ بدند.

(نمره گودریدز: 4.04، نمره آمازون: 3.9(

6.    چرا همه (نه خودم) ریاکار هستند Why Everyone Is a Hypocrite

کتاب راجع به این هست که قسمت‌های مختلف ذهن در دوره‌های مختلفی از تاریخ تکامل یافتند و برای همین خیلی اوقات عملکردشون با هم در تضاد هست. مثلا در مواردی که اصول اخلاقی خودمون رو زیر پا می‌گذاریم. یا مثلا کسی که یک حرفی رو می‌زنه ولی کار دیگه‌ای رو انجام می‌ده. البته بهتره که این خصلت رو به دیگران نسبت ندید چون خودتون هم دقیقا همین کار رو می‌کنید و خیلی مربوط به ساختاری ذهنی می‌شه.

رفتار ما در حقیقت برآیندی از جنگ بین قسمت‌های (مدول‌های) مختلف مغز هست. مثال ساده سیگار کشیدن هست. یک قسمت از مغز ما با کشیدن سیگار احساس لذت می‌کنه و قسمت دیگه‌ای می‌دونه که سیگار کشیدن به سلامتی ما آسیب می‌رسونه و رفتار ما برآیندی از تقابل این دو باور هست.

(نمره گودریدز: 3.95، نمره آمازون: 4.2)

7.    ایده آفرینان: دیدگاه‌های شخصی بر زندگی و ایده‌های برخی شخصیت‌ها‌ی مهم Idea Makers

کتاب به زندگی اشخاصی مثل: فاینمن، گودل، تورینگ، جان فن نیومن، بولی، لاولیس، لایبنیتز، استیو جابز، برتنارد راسل، وایت هِد، مندلبرو، مینسکی، ریچارد کرَندل، رامانوجان، و کلمب که اکثرشون ریاضی‌دان هستند می‌پردازه.

نویسنده کتاب یعنی استیون وُلفرَم خودش آدم مشهوریه و نرم افزار مَتمتیکا از ابداع‌های اوست. البته کتاب همانطور هم که از اسمش پیداست دیدگاه شخصی هست و اگر کسی به این موضوع توجه نکنه احتمال داره از تعریف‌های ولفرم از خودش در داخل متن کتاب و مقایسه خودش با چنین شخصیت‌های بزرگی حس خوبی نگیره.

(نمره گودریدز: 3.58، نمره آمازون: 4.1)

8.    راز فاتیما: The Secret of Fatima

داستان واقعی راز فاتیما راجع به مجموعه‌ای از 3 تا پیشبینی‌ آخرالزمانی هست که به 3 کودک پرتغالی در سال 1917 داده شده و این کودکان ادعا کرده‌اند در طول چند ماه 6 بار مریم مقدس را ملاقات کردند. این پیشبینی‌ها در سال‌های بعد منتشر شدند. دو تای اول در سال 1941 و سومین آن‌ها در سال 1960. کلیسای کاتولیک تفسیرش از این سه پیشبینی جهنم، جنگ جهانی اول، و جنگ جهانی دوم است. هنوز هم گفته می‌شه برخی قسمت‌های این پیش‌بینی‌ها منتشر نشده‌اند.

البته کتاب راز فاتیما یک داستان هست، داستانی کشیشی-جیمزباندی. داستانش راجع به شخصیه که مامور سی.آی.اِی. بوده و پیشینه خوبی نداشته و از تهدید کردن و لات بازی در آوردن هم ابایی نداشته و حتی جنایتکار جنگی بوده و بعدا به کشیش تبدیل می‌شه و تنها خط قرمزی که باهاش درگیر بوده شهوت بوده و باهاش سر جنگ داشته. در عین حال کلیسای واتیکان تنها شخص مناسب برای انجام ماموریتی خطرناک که به راز فاتیما مربوط بوده رو همین شخص می‌دانسته.

(نمره گودریدز: 3.5، نمره آمازون: 4.1)

9.    ساعتی بین سگ و گرگ: ریسک کردن، احساسی که دلمون می‌گه، و بیولوژی ترقی‌کردن و ورشکست کردن The Hour Between Dog and Wolf

نویسنده‌ی کتاب یک تاجر موفق در وال استریت بوده که به یک عصب‌شناس در دانشگاه کمبریج تبدیل می‌شه و در کتاب می‌خواد نشون بده که چطور ریسک کردن باعث واکنش‌های شیمیایی در بدنمون می‌شه که می‌تونه ما رو به حالت سرمستی یا افسردگی عمیق برسونه.

کتاب به عملکرد هورمون‌هایی مثل تستسترون و کورتیزول اشاره می‌کنه که ترشح اولی باعث افزایش قدرت ریسک و تبدیل از سگ به یک گرگ وال استریت می‌شه و دومی باعث کاهش قدرت ریسک می‌شه. کتاب این توضیح رو می‌ده که تصمیم‌گیری‌های ما در هنگامی که تحت فشار زیاد قرار داریم فقط با ذهن ما انجام نمی‌شه بلکه بدن ما هم خیلی در تصمیم‌گیری‌ها نقش مهمی ایفا می‌کنه.

به این کتاب هم انتقاد داستان‌سرایی کردن بر مبنای یک سری شواهد کم وارده. مثلا ربط دادن بد شدن بازار در ماه اکتبر به کاهش میزان تستسرون تاجران از جمله چنین حرف‌هایی هست.

(جالبه بعضی آدم‌ها هر کاری می‌کنند موفق‌اند. تاجر موفق در وال‌استریت، بعد یک محقق در کمبریج، و همچنین نوشتن کتاب.)

(نمره گودریدز: 3.92، نمره آمازون: 4.1)

کتاب‌های فلسفی زیادی هم در بین کتاب‌های معرفی شده از نسیم طالب وجود داره. کلا کتاب خوریه برای خودش.

همچنین مطلبی از نسیم طالب دیدم که نظرش رو در مورد کتاب‌های ادبی می‌گه. Nassim Nicholas Taleb’s Favorite Literature Books

"داستان‌ها بخشی خاص از حقیقت، یا یک حقیقتی بالاتر هستند. من حقیقت بیشتری رو در آثار مارسل پروست، که رسما تخیلی هستند، نسبت به تحلیل‌های پرطمطراق نیویورک تایمز که توهمی از واقعیت و فهمیدن را ارائه می‌ده دیدم. روزنامه‌ها به طور رسمی دارای شواهدی درست هستند، ولی تفسیرهایشان خیال‌پردازانه است – و همچنین شواهدشان انتخابی است. آن‌ها با شواهد درست دروغ می‌گویند؛ اما یک داستان‌نویس حقیقت رو با شواهد غلط می‌گه."

همچنین نسیم طالب می‎‌گه، "تقسیم‌بندی کتاب‌ها به داستانی و غیرداستانی برای من بسیار جذاب‌تر از بحث تکامل هستند. داستان‌ها چیزی فراتر از ایده‌ها هستند. تقسیم‌بندی من بین متعالی، مقدس، رازآلود، غیرقابل توضیح، غیرمستقیم و ضمنی، طبع ظریف و زیبا، معنوی، و اخلاقی از یک سو و تجربی، عملکردی، قابل توضیح، منطقی بودن، درست بودن، و اثبات شده از سوی دیگر است. به طور خلاصه بین متعالی و تجربی است. ادبیات متعالی است. شما می‌توانید داستانی، غیرداستانی یا ترکیبی از هر دو را ایجاد کنید، اصلا اهمیتی ندارد. ادبیات بالاتر از این تمایزهاست. مقدس است."