اگر به مطلب قبلی نگاه کرده باشید می‌تونید به اهمیت بحث نوآوری در زندگی پی ببرید. قطعا هر چقدر بتونیم این مفهوم رو بیشتر درک کنیم، بیشتر و بیشتر هم می‌تونیم اون رو وارد زندگی خودمون کنیم.

تو این مطلب می‌خوام راجع به تفاوت خلاقیت و نوآوری صحبت کنم. چون احتمالا اگر با هم اشتباه گرفته بشند ممکنه مانع از انجام حرکت‌های نوآورانه در زندگی بشند. برای انجام حرکت نوآورانه لزوما نیازی به خلاقیت نیست.  لزوما نیاز نیست که کاشف یا مخترع باشیم تا بتونیم نوآوری کنیم.

البته تفاوت‌هایی که در مورد مفاهیم نوآوری و خلاقیت وجود دارد در متن‌ها و شرایط مختلف ممکنه متفاوت باشند. با این حال ارزشش رو داره که راجع بهشون بیشتر عمیق بشیم.

خلاقیت ذهنی و نوآوری قابل رویت و عینی است

خلاقیت مفهومی ذهنی هست. زاده شده از ذهن انسانی هست که بعضی‌ افراد استعداد بیشتری در آن دارند. خلاقیت بیشتر به خیال‌پردازی و ایده‌آفرینی مربوط است. اما نوآوری مفهومی عینی هست، در جهان قابل رویت و اندازه‌گیری است و در دل خود عمل‌گرایی را نیز دارد.

فرض کنید ایده ایجاد یک تجارت جدید، یک فعالیت متفاوت یا ایجاد وب‌سایتی بسیار عالی در ذهنتون شکل گرفته و فکر می‌کنید با انجام دادن اون‌ها می‌تونید به خیلی از آرزوها و رویاهای خودتون برسید. این نوع ایده‌پردازی‌ها یا شاید خیال‌پردازی‌ها بیشتر به مفهوم خلاقیت نزدیکند. چنین ایده‌پردازی‌هایی خیلی خوبند ولی به شرط اینکه با عمل‌گرایی همراه بشند. و گرنه به تنهایی آدم رو به جایی نمی‌رسونند بلکه شاید مانع‌ آفرین نیز باشند.

در نوآوری ایده‌ی جدیدی را شاید خلق نکنید. همین که یک کار رو به صورت متفاوتی شروع می‌کنید به انجام دادن در حال نوآوری هستید. یا بهتر از اون وقتی که ایده‌های خلاقانه خودتون رو به عمل تبدیل می‌کنید در حال نوآوری هستید. شما اگر تصمیم بگیرید که از فردا صبح جور دیگه‌ای صبح خودتون رو آغاز کنید مثلا سحرخیزتر بشید، ورزش کنید، به موسیقی گوش بدید، کتاب خاصی رو بخونید، با خودتون خلوت کنید یا اینکه متنی رو بنویسید همه این‌ها می‌تونند یک نوآوری جدید در زندگی صبحگاهی شما باشند. نوآوری‌ها می‌تونند تغییر ایجاد کنند و ممکنه اثرات بزرگی بر زندگی فردی و یا جمعی داشته باشند. در نوآوری معمولا خلق ارزش وجود دارد ولی خلاقیت می‌تواند بدون ایجاد ارزش باشد.

نوآوری هزینه‌بر است

خلاقیت معمولا هزینه‌ای برای شما ندارد. صرفا یک سری ایده‌ها و تصوراتی هستند که در ذهنتون شکل گرفتند و شاید تنها بخشی از توجه و ذهنتون رو از شما بگیره. اما اگر بیاید و اون ایده‌ها رو به عمل تبدیل کنید نوآوری کرده‌اید که اونوقت هزینه‌بر می‌شند. زمان، انرژی، پول، توجه و تمرکز از جمله منابعی هستند که در حرکت نوآورانه باید خرج بشند. بنابراین، در نوآوری ریسک از دست دادن منابع وجود داره.

احتمالا وقتی منابع موجود کم بشند نوآوری هم به مراتب سخت‌تر می‌شه. چون که نوآوری نیاز به منابع دارد. در چنین شرایطی هست که خلاقیت می‌تونه به کمک انسان بیاد و در ایجاد یک نوآوری جدید بهمون کمک کنه. خلاقیت می‌تونه کمک کنه تا با منابع فعلی موجود نوآوری کنیم.

در نوآوری عمل‌گرایی هست

به نظرم خیلی از انسان‌های خلاق از عمل‌گرایی به دورند. و بر عکس انسان‌هایی داریم که به شدت عمل‌گرا هستند و از خلاقیت هیچ بهره‌ای نبردند. این‌ دو گروه در دو دنیای متفاوت زندگی‌ می‌کنند. گروه اول معمولا ایده‌آل‌گرا و کمال‌گرا هستند و با اینکه ایده‌های فوق‌العاده‌ای ممکنه داشته باشند ولی نمی‌تونند اون‌ها رو عملی کنند. گروه دوم عمل‌گرا هستند و کار رو به انجام می‌رسونند. هر دو گروه در حالت افراطی خودشون دارای نقص هستند. بهترین حالت این هست که ترکیبی از خصوصیات هر دو گروه رو در خودمون پرورش بدیم. انسان‌های عمل‌گرایی که خلاقیت رو چاشنی کارشون می‌کنند. یا انسان‌های خلاقی که در مسیر عمل‌گرایی حرکت می‌کنند.

برای مثال هنرمندان انسان‌های خلاقی هستند. اما شاید دقت کرده باشین که بعضی‌هاشون ایده‌آل‌گرا هستند و مثلا با حرف‌هایی مثل این که "هنر فروشی نیست یا هنر برای هنر است" هیچوقت از هنرشون در جایی استفاده نمی‌کنند. یا کسانی که تحلیل‌های فوق‌العاده‌ای دارند و می‌تونند از چند لایه بالاتر یا پایین‌تر به هر چیزی نگاه کنند معمولا انسان‌های خلاقی هستند اما همین ایده‌های متعالی اون‌ها رو از عمل‌گرایی دور می‌کنه. به قول نسیم طالب کسی که خودش تو بازی نباشه اصلا نباید بهش توجهی بشه، برای اینکه پای خودش گیر نیست. خلاقیت بدون عمل‌گرایی به جز ارضای ذهنی به درد دیگه‌ای نمی‌خوره.

نوآوری به معنای ایجاد تغییر در سیستم کنونی هست. به معنای ایجاد ارزش هست. به معنای حرکت دادن سیستم فعلی به سمت رشد و تکامل هست. اگر نوآوری با نیروی خلاقیت هم همراه شود آن‌گاه قدرت آن برای تغییر وضعیت فعلی سیستم ممکن است چندین برابر یا شاید چند صد برابر شود.

برخی از مثال‌ها از نوآوری

1.    نوشتن این وبلاگ برای زندگی من یک نوآوری هست. چون من رو مجبور می‌کنه برم بیشتر بخونم، عمیق‌تر یادبگیرم، بیشتر بنویسم و انگیزه پیدا کنم برای یادگرفتن بسیاری از مسائل مربوط به دنیای دیجیتال و بنابراین برای زندگی من ارزشمند هست. لزوما خلاقیتی در اون وجود نداره اما اگر وجود داشته باشه خیلی بهتره. همچنین نوشتن وبلاگ هزینه‌بر هست و وقت و توجه زیادی رو از من طلب می‌کنه. شاید ایده‌های بزرگی تو سرم باشه اما اون ایده‌ها فقط در ذهن من هستند اما این وبلاگ من در جلوی چشم شماست و قابل رویت، عینی و قابل‌ اندازه‌گیری هست. حتی ایده‌ی شروع کردن وبلاگ هم با من نبوده ولی با این حال یک نوآوری هست.

2.    شروع به ورزش کردن یا تغییر رژیم غذایی یک نوآوری هست. به این خاطر که می‌تواند اثرات زیادی بر زندگی فردی شما بگذارد. خلاقیت می‌تواند بر چگونگی ایجاد این تغییر نقش بازی کند ولی لزوما احتیاجی به خلاقیت نیست.

3.    افزایش دانش پولی و مالی هیچی نیست. به کار گرفتن دانش پولی و مالی در زندگی یک نوآوری هست. اگر چاشنی خلاقیت هم به آن اضافه شود که دیگر نوری بر نور دیگر است. می‌شه دید که مفهوم مهارت و نوآوری به هم نزدیک‌اند.

4.    ترک عادت‌های بد یک نوآوری در زندگیمون هست، به این خاطر که سیستم زندگیمون رو تحت تاثیر قرار می‌ده. شاید یکی از بزرگ‌ترین اهرم‌ها برای ایجاد تغییرات بزرگ در زندگی حذف عادت‌های بد باشه.

5.    عضویت در یک گروه جدید یک نوآوری در زندگی هست. به شرطی که باعث رشد و پیشرفت شما بشه.

به این دلیل که خودم بیشتر با چالش‌های فردی مواجه هستم خیلی علاقه‌ای ندارم راجع به نوآوری در مقیاس یک سازمان، کشور، یا جهان مثال بزنم. ولی عمیقا بر این باور هستم که مسیر نوآوری در مقیاس‌های بزرگ‌تر، از نوآوری در مقیاس شخصی شروع می‌شود.

آن کسی که می‌خواهد دنیا را تغییر دهد اول از همه برود خودش رو تغییر بدهد. – سقراط