تابع نمایی پیشرفت

در این مطلب می‌خوام در مورد سن و سال افراد کارآفرین صحبت کنم.

برای کارآفرین شدن لازمه که پستی و بلندی‌های زیادی رو تجربه کنید. 

کارآفرین شدن در اثر یادگیری و تلاش زیاد به وجود میاد. اونقدر توانایی‌ها و دانشتون توسعه پیدا می‌کنه که دیگه در ظرف‌های کوچک‌تر نمی‌گنجه. مجبور می‌شید کارآفرین بشید. البته اگر مطلوبتون باشه.

بهتره که بگیم، روندی هست که باید طی بشه و به رویداد کارآفرینی منجر بشه.

اما برای طی شدن این روند مجموعه‌ای از مهارت‌ها لازمه که یاد گرفته بشند. این مهارت‌ها زمان‌برند و به سادگی نمی‌شه بهشون مجهز شد.

شما فقط مهارت یادگرفتن یک ساز جدید یا حرف زدن به یک زبان جدید رو در نظر بگیرید. کمِ کمش 1 سال زمان می بره که ما صدای ساز را از حالت گوش‌خراش خارج کنیم. یا فقط یک ذره بتونیم به زبان جدید صحبت کنیم. از استثناها صحبت نمی‌کنیم.

مگر اینکه به قول نسیم طالب یه جایی اسیر شده باشیم و برای حفظ جونمون مجبور بشیم که به زبان جدیدی صحبت کنیم. اون موقع در عرض 2 یا 3 ماه می‌تونیم به زبان جدید صحبت کنیم.

حالا فعالیتی مثل کارآفرینی رو در نظر بگیرید. دیسیپلین، داشتن هدف و تصویری شفاف از مسیر، نظم، قدرت تصمیم‌گیری، بازاریابی، تسلط به امور مالی، مدیریت پروژه، داشتن تخصص و بسیاری از مهارت‌‌‌های دیگه ممکنه لازم باشند تا کسی بتونه به یک کارآفرین موفق تبدیل بشه.

یادگرفتن خیلی از این مهارت‌ها باعث سرعت بخشیدن به یادگرفتن مهارت‌های دیگه هم می‌شه. برای همین یک پروسه‌ی خطی نیست ولی شروعش زمان‌بر هست.

خوب اگر همه‌ی این‌ها رو روی هم بگذاریم به نظر نمیاد کسی به سرعت بتونه مسیر کارآفرینی رو طی کنه و در مسیر کارآفرینی باقی بمونه.

به سرعت طی کردن مسیر خیلی وقت‌ها باعث شکست می‌شه. به خاطر اینکه بنیاد و پایه‌های لازم هنوز محکم شکل نگرفته و شما دارید روش بنایی رو درست می‌کنید. خیلی باید از بزرگ شدن بیش از اندازه چنین بنایی ترسید.

اشتباه ما اینجاست که داستان‌های افرادی مثل مارک زاکربرگ، لری پیج، و ایوان اشپیگل که 28 سال سن داره و مدیرعامل اسنپ‌چت هست رو می‌بینیم و از اون‌ها برداشت می‌کنیم که بیشتر کارآفرین‌ها یا استارت‌آپ‌های موفق جوان‌ها هستند.

یا مثلا می‌خونیم بیل گیتس و استیوجابز درس و دانشگاه و کنار گذاشتند ما هم فکر می‌کنیم باید بریم قید همه چیز رو بزنیم تا کارآفرین بشیم. کلا می‌زنیم زیر میز. :) یا داستان آدم‌هایی که از زیرشیرونی یا انبار خونشون شروع کردند رو می‌خونیم و الگوبرداری می‌کنیم.

وقتی با همچین داستان‌هایی مواجه می‌شیم باید مراقب باشیم.

اول اینکه که استثناها در همه‌ی زمینه‌ها وجود دارند. بر گردیم به موسیقی. بچه‌های کم سن و سالی رو دیدیم که پیانو یا ویالون رو با مهارت خیلی بالا می‌نوازند.

دوم اینکه ما از پیشنیه زندگی همچین افرادی اطلاعات درستی نداریم. اگر شما در خانواده‌ای بزرگ بشید که بسیاری از مهارت‌های کارآفرینی در افراد اون خانواده وجود داشته باشه، احتمال اینکه در سن‌های خیلی پایین‌تر به اون مهارت‌‌ها برسید خیلی بیشتر می‌شه. همونطور که بزرگ شدن در یک خانواده موسیقی‌دان به فرد کمک می‌کنه تا راحت‌تر وارد دنیای موسیقی بشه.

سوم اینکه کسانی هستند که از سنین پایین شروع کردند به کار کردن و در سن 30 سالگی شاید بیش از 10 یا متاسفانه حتی 20 سال تجربه کاری داشته باشند. چنین افرادی اگر در طول مسیر سالم مونده باشند احتمال اینکه در سن پایین‌تر بتونند کارآفرین‌های موفق‌تری بشند خیلی بیشتره. بالاخره بالا و پایین‌های خیلی بیشتری رو تجربه کردند.

و در آخر اینکه اعداد و ارقام چیز دیگه‌ای رو می‌گند. گزارشی در مجله کسب و کار هاروارد Harvard Business Review منتشر شده که در اون متوسط سن بنیان‌گذاران موفق استارت‌آپ‌ها 45 سال گزارش شده است.

توجه کنید که این گزارش، جامعه آماری تمام بنیان‌گذاران آمریکایی در چند سال اخیر رو در بر می‌گیره. متوسط کل 42 سال هست. که خوب هر کاری رو شامل می‌شه مثلا رستوران‌داری رو هم شامل می‌شه.

بنیان‌گذاران شرکت‌های نرم‌افزاری متوسط سنیِ 40 سال دارند. که خوب بخشی از اون‌ها جوان‌ها هستند.

در صنایع دیگه مثل نفت و گاز، یا بیوتکنولوژی متوسط سنی 47 سال هست.

متوسط سنی موفقیت‌آمیزترین استارت‌آپ‌ها 

موفقیت‌آمیز‌ترین استارت‌آپ‌ها (1 درصد بهترین‌ها) متوسط سنی 45 سال دارند. نکته‌ی مهم اینه که وقتی به موفقیت‌آمیز بودن استارت‌آپ‌ها نگاه می‌شه، متوسط سن بنیان‌گذاران زیادتر می‌شه. افراد با سن بالاتر به موفقیت بیشتری نسبت به افرادی با سن پایین‌تر می‌رسند.

متوسط سن کارآفرینی

ستون‌های خاکستری بنیانگذاران استارت‌آپ‌ها هستند. ستون‌های آبی استارت‌آپ‌های با بالاترین رشد هستند.

توجه کنید که این یک رابطه‌ی همبستگی هست.

قطعا توانایی اجرا، توانایی استخدام نیروی کار با توانایی بالا، و نوآوری از عدد روی شناسنامه افراد تاثیرگذارترند. Forbs: Age of Successful Founders

ولی اگر قرار بود روی دو نفر شرط ببندید و تنها اطلاعات در دسترستون سن افراد بود بهتره روی شخص با سن بالاتر شرط ببندید.

علت چیست؟

گفته می‌شه تجربه کاری نقش بسیار مهمی رو ایفا می‌کنه.  

طبق این گزارش کسایی که معمولا حداقل 3 یا 4 سال در یک زمینه کاری فعالیت کردند، 85% احتمال بیشتری داره که بتونند استارتاپ‌های موفقی در همون زمینه ایجاد کنند.

احتمال موفقیت استارت آپ

راجع به استیو جابز و کسانی مانند استیو جابز

این گزارش افرادی مثل بیل گیتس، استیوجابز، جف بزوس، سرگی برین، و لری پیچ رو هم مورد بررسی قرار داده. درسته که این افراد کار خودشون رو در جوانی شروع کردند. ولی حتی این افراد هم بالاترین نرخ رشد شرکتشون در زمانی رخ داده که در میانسالی خودشون بودند. مثلا استیو جابز مهم‌ترین و سودآورترین محصول اَپل رو زمانی معرفی کرد که 52 سال سن داشت. جف بزوس و دیگران هم بالاترین دست‌آوردهاشون در جوانی نبوده.

بنابراین، کسانی که به موفقیت‌های بزرگی در جوانی می‌رسند در سنین بالاتر شاید بتونند به موفقیت‌های خیلی بزرگ‌تری هم دست پیدا کنند.

حرف آخر

کار آفرین شدن مثل رهبر ارکستر شدن هست. رهبر ارکستر باید حداقل تسلط به یکی دو ساز داشته باشه، موسیقی رو خیلی خوب بفهمه، گوش‌های تیزی داشته باشه، هماهنگ کننده خوبی باشه و در عین حال توانایی اجرا داشته باشه و شومن خوبی هم باشه.

حالا تصور کنید کسی بدون داشتن این توانایی‌ها در جایگاه رهبر ارکستر قرار بگیره که خیلی دور از ذهن نیست. خب جز خرابی و یک اجرای بسیار بد چیز بهتری نباید ازشون انتظار داشت.

برای همین لازمه که نگاه بلند مدت داشته باشیم، و همچنین در پی یادگیری مداوم باشیم.  

یکی از توابعی که خیلی تو زندگی می‌شه مشاهدش کرد تابع نمایی هست. تابعی که اولش خیلی سخت رشد می‌کنه و بزرگ می‌شه. ولی از یه جایی به بعد به سرعت رشد می‌کنه. 

مسیر رشد و پیشرفت یک سری تابع نمایی هست که پشت سر هم قرار گرفتند.

تابع نمایی پیشرفت


اون قسمت‌های صاف زمانی بوده که شما داشتید تلاش می‌کردید ولی به نظر نمی‌رسیده که تغییری داره به وجود میاد. مهم اینه که متوقف نشید و منتظر یک پرش بلند باشید. هر مرتبه که پرش می‌کنیم می‌تونیم دنیا رو از جایگاه بالاتری نگاه کنیم.