این هفته دوست عزیزی رو دیدم که به واسطه رشته‌ی تحصیلیش یعنی روانشناسی و کارش من رو کمی با اوتیسم آشنا کرد. گفتم شاید بد نباشه که این جا در موردش بنویسم.

همچنین هفته‌ی جهانی اوتیسم هم هست و نوشتن در مورد این بیماری بی‌مناسبت نیست.

هر آن‌چه می‌نویسم شنیده‌های من از طرف کسی هست که سعی کرد به زبان ساده این بیماری رو به من توضیح بده و احتمال وجود خطا و بی‌دقتی در اون بالاست.

به زبان ساده می‌توان گفت کسانی که دچار اوتیسم هستند در پردازش اطلاعاتی که از طریق حس‌های مختلف بهشون می‌رسه دچار اختلال می‌‌شند.

با چنین تعریفی حالت‌های زیادی می‌تونه به وجود بیاد و افراد مبتلا، به شکل‌های مختلفی این بیماری رو بروز می‌دند.

این افراد ممکنه اطلاعات بیشتر از حد معمولی رو از طریق حس بینایی یا شنوایی یا حس‌های دیگه دریافت کنند. کسی که اطلاعات بینایی زیادی بهش می‌رسه اگر در ماشین کنار شما بشینه می‌تونه با دقت خیلی بیشتری جزئیات محیط رو ببینه. یا اینکه اگر کوچک‌ترین تغییری در محل کارش داده شده باشه به محض وارد شدن به محل کارش متوجه اون تغییر می‌شه.

اما رسیدن این حجم عظیم از اطلاعات به معنای پردازش سنگین اطلاعات هم هست و این پردازش سنگین اطلاعات ذهنی براشون هزینه‌بر می‌شه.

احتمال داره که یک فرد اوتیسمی در تجسم فضایی بسیار قوی باشه اما ساده‌ترین برنامه کاری روزانه رو ندونه که چطور باید انجام بده. حتی تا حدی که لباس پوشیدن براش ممکنه به یک کار سخت تبدیل بشه.

یا ممکنه وقتی جمله‌ای رو شروع می‌کنند حتما باید اون رو تموم کنند و کسی نباید حرفشون رو قطع کنه. چون که نمی‌تونند همزمان وقتی دارند صحبت می‌کنند حرف‌های دیگران رو هم تجزیه و تحلیل کنند و اینجور رفتارها باعث آزار اطرافیانشون در محیط کار و خانواده می‌شه. در موارد زیادی خود فرد و اطرافیان از وجود چنین اختلالی اطلاع ندارند.

یا خیلی اوقات نمی‌تونند موضوعات رو تعمیم بدند یا استریوتایپی فکر کنند و از میانبرهای ذهنی استفاده کنند. باید همه چیز رو بهم وصل کنند تا به نتیجه برسند. در بعضی موارد این موضوع باعث میشه که کند صحبت کنند. و ممکنه تحلیل‌های قوی رو انجام بدند.

این حجم بالای اطلاعات می‌تونه براشون رنج‌آور و عذاب‌دهنده بشه به خصوص اگر تحریک‌ کننده‌های محیطی زیاد بشند. اگر یک فرد اوتیسمی در خانه‌ی خودش باشه شاید مشکلی نداشته باشه ولی اگر وارد یک محیط شلوغ بشه آنقدر اطلاعات بهش می‌رسه که براش مشکل‌ساز می‌شه.

در چنین مواقعی نمی‌تونند مشکلی که دارند رو به دیگران توضیح بدند. همچنین اطرافیان هم نمی‌تونند اون‌ها رو درک کنند. برای همین نمی‌تونند از دیگران کمک بخواند و در زندان ذهنشون گیر می‌افتند و عذاب می‌کشند. این بیماری درخودماندگی هم نامیده می‌شود. ممکنه رفتارهایی ازشون سر بزنه که غیرعادی به نظر برسه اما همه‌ی این رفتارها برای فرار از رنجی هست که دارند می‌کشند.

نقش ژنیتیک در بروز این بیماری بالاست.

در لینک زیر می‌تونید ویدویی در تِد که در مورد اوتیسم هست رو ببینید.

اوتیسم - آن‌چه ما می‌دانیم و آن‌چه هنوز نمی‌دانیم