در این پست می‌خوام راجع به سحرخیزی صحبت کنم.

زندگی امروز با تکنولوژی گره خورده و شاید خیلی از مسائل مردمان گذشته مثل در دسترس نبودن نور که سبک متفاوتی از زندگی رو طلب می‌کرده دیگه وجود نداشته باشه.

در گذشته سحرخیزی یک مساله ضروری و ارزشمند به حساب می‌اومده. شما می‌تونید انواع داستان‌ها و ضرب‌المثل‌ها رو در فرهنگ‌های مختلف پیدا کنید که در اون‌ها به سحرخیزی توصیه می‌شه.

امروزه هم سحرخیز بودن فواید خاص خودش رو داره و ارزشمنده اما ضرورتی وجود نداره.

 به نظرم یکی از مفیدترین جنبه‌های سحرخیز بودن اینه که قدرت اراده ما رو به خودمون نشون می‌ده.

اما سحرخیز بودن آسون هم نیست.

گذشتگان هم که براشون یک مساله مهم بوده با این مساله کلنجار می‌رفتند. 

برای مثال امپراطور مشهور روم مارکوس اورلیوس Marcus Aurelius در یادداشت‌های شخصی که ازش به جا مونده به مشکل عدم توانایی خودش در بیدار شدن صبحگاهی اشاره کرده.

در این یادداشت‌ها برای خودش نوشته که: "در هنگام سپیده‌دم، وقتی مشکل بیدارشدن و برخاستن از تخت رو داری، به خودت بگو: من باید برم روی چیزهایی که به خاطر اون‌ها به این جهان اومدم کار کنم – به عنوان یک انسان از چه چیزی باید شکایت کنم اگر قراره که کاری رو انجام بدم که براش به دنیا اومدم؟ یا اینکه این چیزیه که براش به دنیا اومدم؟ اینکه زیر پتو هی چرخ بزنم و خودم رو گرم نگه دارم؟

آیا زمین رو نمی‌بینی، پرندگان رو نمی‌بینی، مورچه‌ها و عنکبوت‌ها و زنبورها رو نمی‌بینی که می‌رند وظایف فردیشون رو انجام بدند، و جهان رو به نظم در بیاورند، به بهترین شکلی که می‌تونند؟ و تو به عنوان یک انسان تمایلی برای انجام وظایفت نداری؟ چرا دنبال اون چیزی نمی‌ری که طبیعتت ازت درخواست می‌کنه؟ (+)

پس این مشکل دغدغه‌ی گذشتگان هم بوده.

حالا جدای از حرف مارکوس اورلیوس که باید هدف داشته باشیم و به خودمون حرف‌های انگیزشی بزنیم تا سحرخیز باشیم، یک سری نکات هم هست که اگر رعایت بشند می‌تونند به سحرخیز بودن کمک کنند.